bub

/bʌb/
noun (اسم)informalplural (جمع): bubs

اسم — رفیق

رفیقآقابچه

یک اصطلاح غیررسمی و خودمانی برای خطاب کردن یک مرد یا پسر، که گاهی با حالتی کمی تحقیرآمیز یا شوخ‌طبعانه به کار می‌رود.

An informal, familiar term of address for a man or boy, often used in a slightly condescending or playful way.

«گوش کن رفیق، من کل روز وقت ندارم.»

Listen, bub, I don't have all day.

«هی آقا، آن آچار را بده به من.»

Hey bub, hand me that wrench.

تفاوت با واژه‌های مشابه
palرفیق

غیررسمی. یک اصطلاح دوستانه عمومی، با لحنی کمتر از 'bub' تحقیرآمیز. در موارد دوستانه قابل تعویض هستند، اما 'bub' کمی بیشتر صمیمیت یا تسلط را می‌رساند. مثال: 'هی رفیق، می‌تونی کمکم کنی؟' درست است. 'گوش کن رفیق، به من بدهکار هستی.' درست است، اما 'pal' کمتر تهاجمی است.

Informal. A general friendly term of address, less likely to have a condescending tone than 'bub'. Interchangeable when friendly, but 'bub' implies a bit more familiarity or slight dominance. Example: 'Hey pal, can you help me?' Works. 'Listen bub, you owe me.' Works, but 'pal' would be less aggressive.

fellaرفیق

غیررسمی. مخفف 'fellow'، به صورت خودمانی برای خطاب کردن یک مرد یا پسر به کار می‌رود. در لحن شبیه 'pal' است، کمتر از 'bub' حالت تهاجمی دارد. در احوالپرسی‌های خیلی خودمانی قابل تعویض است. مثال: 'چه خبر، رفیق؟' درست است. 'بیا اینجا، رفیق، باید باهات حرف بزنم.' درست است.

Informal. Short for 'fellow,' used casually to address a man or boy. Similar to 'pal' in tone, less confrontational than 'bub' often is. Interchangeable in very casual greetings. Example: 'What's up, fella?' Works. 'Come here, bub, I need to talk to you.' Works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000