buckles

buck·les/ˈbʌkəlz/
bucklea clasp or fastener
1noun (اسم)commonplural (جمع): buckles

اسم — تنگِ کمربند

تنگِ کمربندسگک

ابزاری برای بستن کمربند یا تسمه، معمولاً چارچوب فلزی با یک پین.

Devices for fastening belts or straps, usually metal frames with a pin.

«تنگ‌های کمربند براق بودند.»

The belt buckles were shiny.

«او سگک‌های کفش‌هایش را درست کرد.»

She fixed the buckles on her shoes.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): buckledpast participle (مفعولی): buckled-ing (حال): buckling3rd (سوم): buckles

فعل — بستن با سگک

بستن با سگک

بستن یا بسته شدن با سگک.

To fasten or be fastened with a buckle.

«او کمربندش را محکم بست.»

He buckled his belt tightly.

«تسمه‌ها تحت فشار بسته شدند.»

The straps buckled under pressure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fastenبستن

رایج. در این زمینه قابل تعویض است.

Common. Can be used interchangeably in this context.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000