bucolic

bu·col·ic/bjuːˈkɒlɪk/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more bucolicsuperlative (عالی): most bucolic

صفت — روستایی

روستاییکوهستانیکشاورزانه

مرتبط با جنبه‌های دلپذیر زندگی و طبیعت روستایی.

Relating to the pleasant aspects of the countryside and country life.

«آنها آخر هفته‌ای روستایی و آرام در مزرعه گذراندند.»

They enjoyed a bucolic weekend on the farm.

«تابلو تصویری از یک منظره روستایی نشان می‌دهد.»

The painting depicts a bucolic landscape.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pastoralعشایری

رسمی. اشاره به زندگی روستایی دارد، معمولاً با دید رمانتیک؛ قابل جایگزینی.

Formal. Refers to countryside life, often romanticized; generally interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000