buoyed

/ˈbɔɪɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): buoyedpast participle (مفعولی): buoyed-ing (حال): buoying3rd (سوم): buoys

فعل — معلق نگه داشتن

معلق نگه داشتنتقویت کردن

گذشته فعل buoy؛ حمایت کردن، نگه داشتن روی آب یا تشویق کردن

past tense of buoy; supported or kept afloat or encouraged

«قایق توسط امواج روی آب نگه داشته شد.»

The boat was buoyed by the waves.

«اعتماد به نفسش با بازخورد مثبت تقویت شد.»

Her confidence was buoyed by good feedback.

تفاوت با واژه‌های مشابه
supportedحمایت شده

معمولی. اصطلاح کلی برای حمایت؛ buoyed به معنی بالا بردن یا معلق نگه داشتن است.

Common. General term for giving support; buoyed implies uplifting or keeping afloat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000