bureaucratically

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

bu·reau·cra·ti·cal·ly/ˌbjʊrəˈkrætɪkli/
bureaucraticrelating to bureaucracy-allyin a manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): bureaucraticposition (جایگاه): end

قید — به طور دیوان‌سالارانه

به طور دیوان‌سالارانهبه صورت بروکراتیک

به شکلی که مربوط به روش‌ها یا سیستم‌های رسمی پیچیده باشد

In a way that relates to complex official procedures or systems

«درخواست به صورت دیوان‌سالارانه رسیدگی شد و طول کشید.»

The request was handled bureaucratically and took a long time.

«او به مشکل به طور بروکراتیک نزدیک شد.»

He approached the problem bureaucratically.

تفاوت با واژه‌های مشابه
officiallyرسمی

رایج است و گاهی قابل جایگزینی اما رسمی بودن به پیچیدگی یا بوروکراسی اشاره ندارد.

Common. Sometimes interchangeable but official does not imply complexity or red tape.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000