در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به برمه (میانمار)، مردم، زبان یا فرهنگ آن.
Relating to Burma (Myanmar), its people, language, or culture.
«زبان برمهای در میانمار صحبت میشود.»
“The Burmese language is spoken in Myanmar.”
«او لباس سنتی برمهای پوشیده بود.»
“She wore traditional Burmese clothing.”
فردی از برمه (میانمار) یا با تبار آن.
A person from Burma (Myanmar) or of its descent.
«او یک برمهای است که در خارج زندگی میکند.»
“He is a Burmese living abroad.”
«مردم برمه فرهنگهای متنوعی دارند.»
“Burmese people have diverse cultures.”