burmese

bur·mese/bɜːrˈmiːz/
1adjective (صفت)common

صفت — برمه‌ای

برمه‌ایمیانماری

مربوط به برمه (میانمار)، مردم، زبان یا فرهنگ آن.

Relating to Burma (Myanmar), its people, language, or culture.

«زبان برمه‌ای در میانمار صحبت می‌شود.»

The Burmese language is spoken in Myanmar.

«او لباس سنتی برمه‌ای پوشیده بود.»

She wore traditional Burmese clothing.

2noun (اسم)commonplural (جمع): Burmese

اسم — برمه‌ای

برمه‌ایمیانماری

فردی از برمه (میانمار) یا با تبار آن.

A person from Burma (Myanmar) or of its descent.

«او یک برمه‌ای است که در خارج زندگی می‌کند.»

He is a Burmese living abroad.

«مردم برمه فرهنگ‌های متنوعی دارند.»

Burmese people have diverse cultures.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000