burl

/bɜːrl/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): burls

اسم — گره چوب

گره چوببرلتوده چوبی

برجستگی چوبی و توده‌ای روی تنه یا شاخه درخت که معمولاً با بافت زیبا و پیچیده‌ای همراه است.

A woody excrescence on the trunk or a branch of a tree, often with a beautifully figured grain.

«صنعتگر یک کاسه خیره‌کننده از یک گره چوب سرخ ساخت.»

The artisan crafted a stunning bowl from a redwood burl.

«چوب برل به دلیل الگوهای منحصر به فردش بسیار ارزشمند است.»

Burl wood is highly valued for its unique patterns.

تفاوت با واژه‌های مشابه
knotگره

روزمره. به بخشی از شاخه اشاره دارد که در تنه یا شاخه بزرگتر درخت ادغام شده است. اغلب نشان‌دهنده نقص یا ضعف در چوب است، در حالی که 'burl' اغلب به خاطر بافت منحصر به فردش ارزشمند است. کاملاً قابل تعویض نیست زیرا 'knot' می‌تواند کوچکتر و کمتر تزئینی باشد.

Everyday. Refers to a section of a branch that has become incorporated into the trunk or a larger branch of a tree. It often indicates a defect or weakness in timber, whereas a 'burl' is often prized for its unique grain. Not fully interchangeable as 'knot' can be smaller and less decorative.

2verb (فعل)technicalpast (گذشته): burledpast participle (مفعولی): burled-ing (حال): burling3rd (سوم): burls

فعل — گره چوب را برداشتن

گره چوب را برداشتنبرل‌زدایی کردن

گره‌های چوب را از چوب بریده‌شده جدا کردن.

To remove burls from timber.

«اره‌کار قبل از فرستادن کنده‌ها به کارخانه، گره‌هایشان را جدا خواهد کرد.»

The sawyer will burl the logs before sending them to the mill.

«مهم است که چوب را با دقت گره‌زدایی کرد تا از آسیب جلوگیری شود.»

It's important to burl the timber carefully to avoid damage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000