burked

/bɜːrkt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): burkedpast participle (مفعولی): burked-ing (حال): burking3rd (سوم): burkes

فعل — پنهان کردن

پنهان کردنخفه کردن

گذشته فعل burke؛ سرکوب کردن یا پنهان کردن (یک جرم، رسوایی یا گزارش)

past tense of 'burke'; to suppress or cover up (a crime, scandal, or report)

«دولت تحقیق را پنهان کرد.»

The government burked the investigation.

«او به پنهان کردن حقیقت متهم شد.»

He was accused of burking the truth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
suppressedسرکوب شده

معمولی. اصطلاح کلی برای متوقف یا پنهان کردن؛ burked روی سرکوب مخفیانه تاکید دارد.

Common. General term for stopping or hiding something; burked emphasizes clandestine suppression.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000