buries

bur·ies/ˈbɛr.iz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): buriedpast participle (مفعولی): buried-ing (حال): burying3rd (سوم): buries

فعل — دفن کردن

دفن کردنمدفون کردن

چیزی را در زمین گذاشتن و روی آن را پوشاندن، معمولاً جنازه یا اشیاء.

Puts something into the ground and covers it, usually a dead body or object.

«او کپسول زمان را در باغ دفن می‌کند.»

He buries the time capsule in the garden.

«خانواده عزیزان‌شان را با دقت دفن می‌کنند.»

The family buries their loved ones with care.

تفاوت با واژه‌های مشابه
interدفن کردن

رسمی یا ادبی. معادل bury برای دفن اجساد.

Formal or literary. Synonymous with bury, often used for burial of bodies.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000