burled

/bɜːrld/
verb (فعل)formalpast (گذشته): burledpast participle (مفعولی): burled-ing (حال): burling3rd (سوم): burls

فعل — گره‌دار کردن

گره‌دار کردنبرجسته کردن چوب

گذشته فعل burl؛ ایجاد گره یا حلقه در دانه چوب

past tense of burl; to form a knot or swirl in wood grain

«صنعتگر چوب را برای تزئین گره‌دار کرد.»

The craftsman burled the wood for decoration.

«چوب گره‌دار به خاطر الگوهای منحصر به فردش ارزشمند است.»

Burled wood is prized for its unique patterns.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000