در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل burl؛ ایجاد گره یا حلقه در دانه چوب
past tense of burl; to form a knot or swirl in wood grain
«صنعتگر چوب را برای تزئین گرهدار کرد.»
“The craftsman burled the wood for decoration.”
«چوب گرهدار به خاطر الگوهای منحصر به فردش ارزشمند است.»
“Burled wood is prized for its unique patterns.”