burn one's bridges

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

burn one's bridg·es/bɝn wʌnz ˈbrɪdʒɪz/
phrase (عبارت)informal

عبارت — پل‌های پشت سر را خراب کردن

پل‌های پشت سر را خراب کردنرابطه‌ها را خراب کردن

یعنی رابطه‌ها را آن‌قدر خراب کردن که همکاری یا بازگشت بعدی ممکن نباشد.

To damage relationships so badly that future cooperation becomes impossible.

«سعی کن در محل کار پل‌های پشت سرت را خراب نکنی.»

Try not to burn your bridges at work.

«او با توهین به همه رابطه‌هایش را خراب کرد.»

He burned his bridges by insulting everyone.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000