burn one's bridges
burn one's bridg·es/bɝn wʌnz ˈbrɪdʒɪz/
phrase (عبارت)informal
عبارت — پلهای پشت سر را خراب کردن
پلهای پشت سر را خراب کردنرابطهها را خراب کردن
یعنی رابطهها را آنقدر خراب کردن که همکاری یا بازگشت بعدی ممکن نباشد.
To damage relationships so badly that future cooperation becomes impossible.
«سعی کن در محل کار پلهای پشت سرت را خراب نکنی.»
“Try not to burn your bridges at work.”
«او با توهین به همه رابطههایش را خراب کرد.»
“He burned his bridges by insulting everyone.”