در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کارکنان رستوران که میزها را مرتب میکنند و به گارسونها کمک میکنند.
A restaurant worker who clears tables and helps servers.
«پسر میزبان به سرعت ظرفها را جمع کرد.»
“The busboy cleared the dishes quickly.”
«گارسونهای کمککار به تمیز نگه داشتن رستوران کمک میکنند.»
“Busboys help keep the restaurant clean.”