bursty

burst·y/ˈbɜːrsti/
bursta sudden breaking or explosion-ycharacterized by
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): burstiersuperlative (عالی): burstiest

صفت — ناگهانی

ناگهانیمتناوبدارای انفجارهای کوتاه‌مدت

دارای دوره‌های ناگهانی یا افزایش گاه‌به‌گاه فعالیت

characterized by sudden bursts or intermittent increases in activity

«ترافیک شبکه در تمام روز نامنظم و متناوب بود.»

The network traffic was bursty throughout the day.

«سیگنال‌های ناگهانی تحلیل‌پذیری دشواری دارند.»

Bursty signals can be challenging to analyze.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sporadicنامنظم

رسمی. به وقایع نامنظم یا گاه به گاه اشاره دارد؛ مشابه اما همیشه یکسان نیستند.

Formal. Refers to irregular or occasional occurrences; similar but not always identical.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000