bust one's butt

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/bʌst wʌnz bʌt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خیلی سخت تلاش کردن

خیلی سخت تلاش کردنجان کندن

برای انجام کاری بسیار سخت تلاش کردن.

To work or try extremely hard.

«او برای گرفتن آن ترفیع خیلی سخت تلاش کرد.»

She busted her butt to earn that promotion.

«ما برای رسیدن به مهلت تعیین‌شده جان می‌کنیم.»

We're busting our butts to meet the deadline.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000