busybody

busy·body/ˈbɪziˌbɒdi/
busyoccupiedbodyperson
noun (اسم)informalplural (جمع): busybodies

اسم — فضول

فضولمداخله‌گر

کسی که به امور دیگران بدون دعوت و اجازه دخالت می‌کند.

A person who meddles in others’ affairs without invitation.

«او فضولی است که شایعات پخش می‌کند.»

She is a busybody who spreads rumors.

«همسایه‌های فضول می‌توانند آزاردهنده باشند.»

Busybody neighbors can be annoying.

تفاوت با واژه‌های مشابه
meddlerدخالتگر

غیررسمی. معنای مشابه با بار منفی.

Informal. Similar meaning, negative connotation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000