buzzes

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

buzz·es/ˈbʌz·ɪz/
buzza humming or vibrating sound-esplural suffix or third person singular suffix for verbs
1verb (فعل)commonpast (گذشته): buzzedpast participle (مفعولی): buzzed-ing (حال): buzzing3rd (سوم): buzzes

فعل — وزوز کردن

وزوز کردنطنین انداختن

(شخص یا چیز) صدای وزوز مداوم و پایین تولید می‌کند.

(third person singular) Makes a low, continuous humming sound.

«زنبور دور گل‌ها وزوز می‌کند.»

“The bee buzzes around the flowers.”

«وقتی پیام می‌آید، گوشی‌ام وزوز می‌کند.»

“My phone buzzes when I get a message.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
hum— زوزه کشیدن

رایج. صدای پایین و ادامه‌دار، مشابه buzz.

Common. A low continuous sound similar to buzz.

2noun (اسم)commonplural (جمع): buzzes

اسم — صدای وزوز

صدای وزوزطنین

صدایی که زنبورها و حشرات مشابه تولید می‌کنند.

The sound made by bees or similar insects.

«صدای وزوز زنبورهای نزدیک را شنیدم.»

“I heard the buzzes of the nearby bees.”

«وزوزها در روز گرم باغ را پر کردند.»

“The buzzes filled the garden on a warm day.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
humming— طنین

رایج. صدای پایین و ممتد مشابه buzz.

Common. The continuous low sound similar to buzz.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000