caching

cach·ing/ˈkæʃ.ɪŋ/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): cachedpast participle (مفعولی): cached-ing (حال): caching3rd (سوم): caches

فعل — کش کردن

کش کردنذخیره موقت

ذخیره موقت داده‌ها برای افزایش سرعت بازیابی.

The act of storing data temporarily to speed up retrieval.

«مرورگر برای بارگذاری سریع‌تر تصاویر را کش می‌کند.»

The browser is caching images for faster loading.

«کش کردن باعث بهبود عملکرد سایت می‌شود.»

Caching improves website performance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
storingذخیره کردن

متداول. به ذخیره‌سازی داده‌ها اشاره دارد، شبیه کش کردن اما جامع‌تر.

Common. Refers to saving data, similar to caching but less specific technically.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000