storing

stor·ing/ˈstɔːrɪŋ/
storeto keep or save for future use-inggerund or present participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): storedpast participle (مفعولی): stored-ing (حال): storing3rd (سوم): stores

فعل — ذخیره کردن

ذخیره کردننگهداری

عمل نگهداری چیزی برای استفاده بعدی یا حفظ آن در جای امن.

The act of putting something away to keep it safe for future use.

«او در حال ذخیره کردن غذا برای زمستان است.»

She is storing food for the winter.

«ما به جای خوبی برای نگهداری ابزارها نیاز داریم.»

We need a good place for storing the tools.

تفاوت با واژه‌های مشابه
savingذخیره‌کردن

رایج. معنای مشابه ولی گسترده‌تر از storing دارد، برای پول، داده و چیزها استفاده می‌شود.

Common. Similar meaning but more general than storing, applies to money, data, or items.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000