calamity

ca·lam·i·ty/kəˈlæmɪti/
noun (اسم)common

اسم — فاجعه

فاجعهبلایای طبیعیمصیبت

یک رویداد شدید که باعث خسارت و رنج فراوان می‌شود.

A serious event causing great damage or suffering.

«سیل یک فاجعه برای کل منطقه بود.»

The flood was a calamity for the entire region.

«آن‌ها در طول جنگ با مصیبت‌های زیادی روبرو شدند.»

They faced many calamities during the war.

تفاوت با واژه‌های مشابه
disasterفاجعه

رایج. در موارد رویدادهای بزرگ مثل زلزله یا سیل جایگزین calamity است. کمتر برای مشکلات شخصی به کار می‌رود.

Common. Interchangeable with 'calamity' for severe damaging events such as earthquakes or floods. Less often used for personal misfortune.

catastropheویرانی بزرگ

رسمی. شدت و دراماتیک‌تر از calamity است و معمولا برای فجایع بزرگ استفاده می‌شود. کمی ادبی هم هست.

Formal. Slightly stronger or more dramatic than 'calamity', often used for large-scale disasters. Can sometimes sound more literary.

misfortuneبدشانسی

رایج. بیشتر به بدشانسی اشاره دارد و شدت کمتری نسبت به calamity دارد. معمولا برای اتفاقات شخصی به کار می‌رود.

Common. Refers to bad luck or unfortunate events, but usually less severe than calamity. Used more for personal events.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000