callate

cal·late/kəˈleɪt/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): callatedpast participle (مفعولی): callated-ing (حال): callating3rd (سوم): callates

فعل — چرب‌زبانی کردن

چرب‌زبانی کردنچرت و پرت گفتن

بیش از حد صحبت کردن یا چب گفتن (قدیمی یا محلی)

To talk excessively or chatter (archaic or regional usage)

«او ساعت‌ها با دوستانش چرب‌زبانی می‌کرد.»

She would callate for hours with her friends.

«لطفاً فریاد نزن و چرت و پرت نگو.»

Please stop calling out and callate.

تفاوت با واژه‌های مشابه
babbleپچ‌پچ کردن

رایج. صحبت سریع و بدون توقف، معمولاً بی‌معنی، شبیه به معنای قدیمی callate.

Common. To talk quickly and nonstop, usually without making much sense; similar to callate in archaic usage.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000