callback

call·back/ˈkɔːlbæk/
1noun (اسم)commonplural (جمع): callbacks

اسم — تماس مجدد

تماس مجددبازگشت تماس

تماس تلفنی مجدد یا درخواست برای بازگشت تماس.

A return phone call or a request to return a call.

«او پیغام گذاشت و منتظر تماس مجدد است.»

She left a message, waiting for a callback.

«شرکت برای مصاحبه با او تماس مجدد گرفت.»

The company gave him a callback for the interview.

2noun (اسم)commonplural (جمع): callbacks

اسم — دعوت برای آزمون دوباره

دعوت برای آزمون دوباره

در هنرهای نمایشی، درخواست برای بازگشت بازیگر جهت آزمون دوباره.

A request in performing arts for an actor to return for a second audition.

«او بعد از آزمون دوباره دعوت شد.»

She received a callback after the audition.

«کارگردان برای نقش، به او دعوت دوباره داد.»

The director gave him a callback for the role.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000