callus

cal·lus/ˈkæləs/
1noun (اسم)commonplural (جمع): calluses

اسم — پینه

پینهمیخچهسختی پوست

بخشی از پوست یا بافت نرم که ضخیم و سفت شده است، به ویژه در ناحیه‌ای که در معرض اصطکاک قرار گرفته است.

A thickened and hardened part of the skin or soft tissue, especially in an area that has been subjected to friction.

«سال‌ها نواختن گیتار باعث شد سر انگشتانش پینه ببندد.»

Years of playing guitar gave him calluses on his fingertips.

«او از پوشیدن کفش‌های تنگ، پینه‌ای روی پاشنه‌اش ایجاد کرد.»

She developed a callus on her heel from wearing tight shoes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cornمیخچه

متداول. اغلب قابل جایگزینی است، اما 'میخچه' به طور خاص به یک ناحیه کوچک و سخت از پوست ضخیم شده، به ویژه روی انگشتان پا اشاره دارد. 'یک میخچه دردناک روی انگشت کوچک پایم دارم.' 'پینه' یک اصطلاح کلی‌تر برای هر پوست سخت شده است.

Common. Often interchangeable, but 'corn' specifically refers to a small, hard area of thickened skin, especially on the toes. 'I have a painful corn on my little toe.' 'Callus' is a more general term for any hardened skin.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): callusedpast participle (مفعولی): callused-ing (حال): callusing3rd (سوم): calluses

فعل — پینه بستن

پینه بستنسفت شدن

(در مورد پوست یا بافت نرم) پینه بستن یا سفت شدن.

(Of skin or soft tissue) To form a callus.

«دست‌هایش از سال‌ها وزنه‌برداری شروع به پینه بستن کردند.»

His hands began to callus from years of weightlifting.

«جایی که کفش به پوست ساییده می‌شد، پوستش به مرور زمان پینه می‌بست.»

Where the shoe rubbed, her skin would callus over time.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hardenسخت شدن

متداول. مستقیماً قابل جایگزینی است، به معنای سفت یا محکم شدن. 'دست‌هایش از کار یدی سخت شدند.' 'سخت شدن' کلی‌تر است؛ 'پینه بستن' به طور خاص به تشکیل پوست ضخیم شده در اثر اصطکاک اشاره دارد.

Common. Directly interchangeable, referring to becoming firm or rigid. 'His hands hardened from manual labor.' 'Harden' is more general; 'callus' specifically implies the formation of thickened skin due to friction.

thickenضخیم شدن

متداول. به متراکم‌تر یا کمتر سیال شدن اشاره دارد. 'پوست پاهایش شروع به ضخیم شدن کرد.' 'ضخیم شدن' تغییر فیزیکی را توصیف می‌کند، در حالی که 'پینه بستن' علت و ساختار خاص حاصل را نشان می‌دهد.

Common. Refers to becoming denser or less fluid. 'The skin on her feet began to thicken.' 'Thicken' describes the physical change, while 'callus' implies the cause and specific resulting structure.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000