در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
اردوی بزرگ و سازمانیافته، معمولاً برای پیشاهنگان یا گروههای مشابه.
A large organized camp or gathering, usually for scouts or similar groups.
«پیشاهنگان در اردوگاه سالانه گرد هم آمدند.»
“The scouts met at the annual camporee.”
«اردو شامل فعالیتهای متنوع در فضای باز بود.»
“The camporee featured various outdoor activities.”