در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به منطقه کانتون، مردم، فرهنگ یا زبان صحبتشده در بخشهایی از جنوب چین.
Relating to Canton, its people, culture, or language spoken in parts of southern China.
«غذای کانتونی در سراسر جهان مشهور است.»
“Cantonese cuisine is famous worldwide.”
«او به زبان کانتونی روان صحبت میکند.»
“She speaks fluent Cantonese.”
زبانی که در کانتون و بخشهایی از جنوب چین صحبت میشود.
The language spoken in Canton and parts of southern China.
«زبان کانتونی یک زبان لحنی است.»
“Cantonese is a tonal language.”
«او امسال کانتونی یاد میگیرد.»
“He is learning Cantonese this year.”