در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک اردک غواص آمریکای شمالی، به دلیل رنگ خاکستری روشن پشتش به این نام خوانده میشود.
A North American diving duck, Aythya valisineria, named for the light gray color of its back.
«اردک پشتکرپاسی به خاطر نمای طویل و شیبدار متمایزش شناخته شده است.»
“The canvasback is known for its distinctive long, sloping profile.”
«شکارچیان اغلب به دلیل اندازه اردک پشتکرپاسی، آن را هدف قرار میدهند.»
“Hunters often target canvasback ducks due to their size.”
گوشت این اردک که به عنوان غذا استفاده میشود.
The flesh of this duck, used as food.
«گوشت اردک پشتکرپاسی در مناطق خاصی یک غذای لذیذ محسوب میشد.»
“Canvasback was considered a delicacy in certain regions.”
«آشپز گوشت اردک پشتکرپاسی را با سسی غنی آماده کرد.»
“The chef prepared the canvasback with a rich sauce.”