capsular

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

cap·su·lar/ˈkæpsjʊlər/
capsulea small case or container-arrelating to / resembling
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more capsularsuperlative (عالی): most capsular

صفت — کپسولی

کپسولیکپسول‌مانند

مربوط به کپسول یا شبیه کپسول.

Relating to or resembling a capsule.

«رباط کپسولی ثبات مفصل را فراهم می‌کند.»

“The capsular ligament provides stability to the joint.”

«میوه کپسولی نوعی میوه خشک است که باز می‌شود.»

“Capsular fruit is a type of dry fruit that splits open.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000