carbonised

car·bon·ised/ˈkɑːbənaɪzd/
carboncarbon element or substance-iseto cause or become-edpast participle
adjective (صفت)formal

صفت — کربنی شده

کربنی شدهزغالی شده

تبدیل شده به کربن یا زغال توسط سوختن یا حرارت دادن.

Turned into carbon or charcoal by burning or heating.

«چوب بعد از آتش به صورت کربنی درآمد.»

The wood was carbonised after the fire.

«بقایای کربنی در خرابه‌ها پیدا شد.»

Carbonised remains were found in the ruins.

تفاوت با واژه‌های مشابه
charredزغالی شده

هم‌معنی رایج برای حالت سوخته و سیاه شده.

Commonly used synonym describing burned to black carbon form.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000