carbuncle

car·buncle/ˈkɑːrbʌŋkəl/
noun (اسم)formalplural (جمع): carbuncles

اسم — کاربانکل

کاربانکلغده چرکی

توده‌ای دردناک از جوش‌های چرکی زیر پوست که بر اثر عفونت به وجود می‌آید.

A painful cluster of boils formed under the skin caused by infection.

«او یک کاربانکل قرمز روی گردنش داشت.»

He had a red carbuncle on his neck.

«دکتر کاربانکل را با آنتی‌بیوتیک درمان کرد.»

The doctor treated the carbuncle with antibiotics.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boilجوش چرکی

پزشکی. شبیه جوش چرکی است ولی کاربانکل بزرگ‌تر و از چند جوش بهم پیوسته تشکیل شده.

Medical. Similar but a carbuncle is larger and involves several connected boils.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000