در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تودهای دردناک از جوشهای چرکی زیر پوست که بر اثر عفونت به وجود میآید.
A painful cluster of boils formed under the skin caused by infection.
«او یک کاربانکل قرمز روی گردنش داشت.»
“He had a red carbuncle on his neck.”
«دکتر کاربانکل را با آنتیبیوتیک درمان کرد.»
“The doctor treated the carbuncle with antibiotics.”
پزشکی. شبیه جوش چرکی است ولی کاربانکل بزرگتر و از چند جوش بهم پیوسته تشکیل شده.
Medical. Similar but a carbuncle is larger and involves several connected boils.