در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
در کشتیسازی، تیرهای چوبی کوتاه که در طول کشتی بین تیرهای عرشه قرار میگیرند.
In shipbuilding, short timbers running fore and aft between the deck beams.
«کارلینگها پشتیبانی اضافی برای تختههای عرشه فراهم میکردند.»
“The carlings provided additional support for the deck planking.”
«کشتیسازان قبل از نصب عرشه، کارلینگها را با دقت نصب میکردند.»
“Shipbuilders carefully installed the carlings before laying the deck.”
در معدنکاری، تیرهای چوبی که برای نگهداری سقف معدن استفاده میشوند.
In mining, timber supports used in the roof of a mine.
«معدنچیان از کارلینگهای قوی برای جلوگیری از ریزش سقف استفاده میکردند.»
“Miners used strong carlings to prevent roof collapses.”
«بازرسی کارلینگها یک روش ایمنی حیاتی در معدن بود.»
“Inspecting the carlings was a crucial safety procedure in the mine.”