carry oneself

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

car·ry one·self/ˈkæri wʌnˈsɛlf/
phrase (عبارت)common

عبارت — رفتار کردن

رفتار کردنخود را نشان دادن

خود را به شیوه‌ای خاص نشان دادن یا رفتار کردن.

to behave or present oneself in a particular manner

«او با اعتمادبه‌نفس رفتار می‌کند.»

She carries herself with confidence.

«او در مصاحبه با آرامش رفتار کرد.»

He carried himself calmly during the interview.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000