categorise

cat·e·go·rise/ˈkætəɡəraɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): categorisedpast participle (مفعولی): categorised-ing (حال): categorising3rd (سوم): categorises

فعل — دسته‌بندی کردن

دسته‌بندی کردنطبقه‌بندی کردن

چیزها را مرتب یا طبقه‌بندی کردن در دسته‌ها.

To arrange or classify things into categories.

«کتاب‌ها را بر اساس ژانر دسته‌بندی می‌کنیم.»

We categorise books by genre.

«پرونده‌ها بر اساس تاریخ طبقه‌بندی شدند.»

The files were categorised by date.

تفاوت با واژه‌های مشابه
classifyدسته‌بندی کردن

رایج. تقریباً مترادف و اغلب قابل تعویض است.

Common. Near synonym, often interchangeable.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000