catchy

catch·y/ˈkætʃ.i/
catchto seize-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): catchiersuperlative (عالی): catchiest

صفت — جذب‌کننده

جذب‌کنندهبه‌یادماندنی

به آسانی در ذهن می‌ماند یا جذاب است، معمولاً برای آهنگ‌ها یا شعارها استفاده می‌شود.

Easy to remember or appealing, often used for songs or slogans.

«آن آهنگ ملودی بسیار جذابی دارد.»

That song has a really catchy tune.

«تبلیغ از یک شعار جذاب استفاده می‌کند.»

The advertisement uses a catchy slogan.

تفاوت با واژه‌های مشابه
memorableبه‌یادماندنی

رایج. مشابه و تاکید بر به یاد سپردن آسان.

Common. Similar in meaning, emphasizing being easily remembered.

engagingجذاب

رایج. برای چیزی که توجه را جلب می‌کند به کار می‌رود.

Common. Used for something that attracts and holds attention.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000