cathartic

ca·thar·tic/kəˈθɑːrtɪk/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more catharticsuperlative (عالی): most cathartic

صفت — تسکین‌بخش

تسکین‌بخشپاک‌کننده (روانی)تخلیه‌کننده هیجانی

فراهم آوردن تسکین روانی از طریق ابراز آزادانه احساسات قوی؛ پاک‌کننده.

Providing psychological relief through the open expression of strong emotions; purgative.

«نوشتن در دفتر خاطرات برای او تجربه‌ای تسکین‌بخش بود.»

Writing in her diary was a cathartic experience for her.

«تمرین شدید به طرز شگفت‌آوری حس رهایی‌بخش داشت.»

The intense workout felt surprisingly cathartic.

تفاوت با واژه‌های مشابه
purgingپاک‌سازی‌کننده

رسمی. به عمل رهایی از چیزی ناخواسته اشاره دارد، اغلب با حس کامل بودن. در زمینه‌های روانشناختی تا حد زیادی با cathartic قابل تعویض است، اما فاقد ظرافت خاص رهایی عاطفی است. 'پاکسازی افکار منفی' درست است، 'یک گریه تسکین‌بخش' برای رهایی عاطفی بهتر است.

Formal. Refers to the act of ridding something unwanted, often with a sense of thoroughness. It is largely interchangeable with cathartic in psychological contexts, but lacks the specific emotional release nuance. 'A purging of negative thoughts' works, 'A cathartic cry' works better for emotional release.

relievingتسکین‌دهنده

روزمره. به ایجاد تسکین از درد، استرس یا ناراحتی اشاره دارد. از cathartic گسترده‌تر است؛ در حالی که cathartic همیشه تسکین‌دهنده است، همه تجربیات تسکین‌دهنده cathartic نیستند (مثلاً 'یک قرص تسکین‌دهنده درد'). 'یک آه تسکین‌دهنده' درست است، 'یک اعتراف تسکین‌بخش' بر عمق عاطفی تأکید دارد.

Everyday. Refers to causing relief from pain, stress, or discomfort. It is broader than cathartic; while cathartic is always relieving, not all relieving experiences are cathartic (e.g., 'a pain-relieving pill'). 'A relieving sigh' works, 'A cathartic confession' emphasizes the emotional depth.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000