cavort

ca·vort/kəˈvɔːrt/
verb (فعل)formalpast (گذشته): cavortedpast participle (مفعولی): cavorted-ing (حال): cavorting3rd (سوم): cavorts

فعل — خرامیدن

خرامیدنشادمانه پریدن

به صورت پرانرژی یا بازیگوشانه پریدن یا رقصیدن.

To jump or dance around in a lively or playful way.

«بچه‌ها در باغ بازیگوشانه می‌دویدند.»

The children cavorted in the garden.

«اسب‌های کوچک با شادی در مزرعه می‌پرند.»

Ponies cavort happily in the field.

تفاوت با واژه‌های مشابه
frolicشنگول بازی کردن

متداول. یعنی به صورت بازیگوشانه حرکت کردن، در موقعیت‌های غیررسمی جایگزین cavort می‌شود.

Common. Means playful jumping or moving about happily, interchangeable in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000