centerpiece

cen·ter·piece/ˈsɛntərˌpis/
noun (اسم)commonplural (جمع): centerpieces

اسم — قطعه مرکزی

قطعه مرکزیمرکز توجه

مهم‌ترین یا جذاب‌ترین بخش چیزی، معمولاً که در وسط نمایش داده می‌شود.

The most important or attractive part of something, often displayed in the center.

«قطعه مرکزی اتاق یک گلدان بزرگ بود.»

The centerpiece of the room was a large vase.

«سخنرانی او مرکز توجه مراسم بود.»

Her speech was the centerpiece of the event.

تفاوت با واژه‌های مشابه
highlightنقطه برجسته

اسم رایج. وقتی بر جاذبه اصلی تاکید باشد جایگزین می‌شود؛ اشاره به محل فیزیکی ندارد.

Common noun. Can replace 'centerpiece' when emphasizing main attraction; does not imply physical placement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000