centurion

cen·tu·ri·on/sɛnˈtjʊəriən/
cent-hundred-urionagent suffix, one associated with
noun (اسم)archaicplural (جمع): centurions

اسم — سربازرس رومی

سربازرس رومیصدناک

افسری در ارتش باستان روم که حدود هشتاد سرباز را فرماندهی می‌کرد.

An officer in the ancient Roman army commanding a century (about 80 soldiers).

«سربازرس رومی مردان خود را به میدان جنگ هدایت کرد.»

The centurion led his men into battle.

«یک سربازرس زره مخصوصی در لژیون روم بر تن داشت.»

A centurion wore distinctive armor in the Roman legion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
officerافسر

اصطلاح کلی برای فرمانده در زمینه‌های مختلف به جز ارتش روم.

General term for someone in command, used in many contexts beyond Roman army. For example, 'The officer gave orders.'

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000