centrifugation

cen·tri·fu·ga·tion/ˌsɛntrɪfjuːˈɡeɪʃən/
centrifugea device that spins to separate substances-ationprocess
noun (اسم)technical

اسم — سانتریفیوژ کردن

سانتریفیوژ کردنفرآیند سانتریفیوژ

فرایند جدا کردن مواد با چرخاندن آن‌ها با سرعت بالا.

The process of separating substances by spinning them at high speed.

«سانتریفیوژ به طور مؤثر اجزای خون را جدا می‌کند.»

Centrifugation separates blood components effectively.

«آزمایشگاه برای خالص‌سازی نمونه‌ها از سانتریفیوژ استفاده می‌کند.»

The lab uses centrifugation to purify samples.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000