centrally

cen·tral·ly/ˈsɛntrəli/
centralcenter-lyin the manner of
adverb (قید)commontype (نوع): placeadjective (صفت): centralposition (جایگاه): middle

قید — به طور مرکزی

به طور مرکزیدر مرکز

در موقعیت یا نقش مرکزی و اصلی.

In a central or main position or role.

«دفتر در مرکز شهر واقع شده است.»

The office is centrally located in the city.

«برنامه‌ریزی به طور مرکزی توسط مدیریت کنترل می‌شود.»

Planning is centrally controlled by management.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mainlyعمدتاً

رایج. به تمرکز یا اهمیت اشاره دارد اما دلالت مکانی کمتری نسبت به centrally دارد.

Common. Implies focus or importance, but less spatial specificity than 'centrally'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000