chafed

/tʃeɪft/
verb (فعل)commonpast (گذشته): chafedpast participle (مفعولی): chafed-ing (حال): chafing3rd (سوم): chafes

فعل — ساییدن

ساییدنزخم کردن

از ساییده شدن باعث زخم یا تحریک شدن پوست شدن.

To make sore or irritated by rubbing repeatedly.

«کفش‌های تنگ پاشنه‌هایش را زخم کردند.»

The tight shoes chafed his heels.

«یقه‌اش بعد از یک روز پوشیدن گردنش را آزرد.»

Her collar chafed her neck after wearing it all day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
abradeساییدن

رسمی یا فنی. به معنی سایش به وسیله اصطکاک است، مشابه chafe اما بیشتر در زمینه‌های فنی استفاده می‌شود.

Formal or technical. Means to wear away by friction, similar to 'chafe' but more used in technical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000