soothe

/suːð/
verb (فعل)commonpast (گذشته): soothedpast participle (مفعولی): soothed-ing (حال): soothing3rd (سوم): soothes

فعل — آرام کردن

آرام کردنتسکین دادن

آرام کردن یا کاهش درد، ناراحتی یا اضطراب به طور ملایم.

To gently calm or relieve pain, distress, or anxiety.

«مادر کودک گریه‌کننده‌اش را به آرامی آرام کرد.»

The mother gently soothed her crying baby.

«موسیقی می‌تواند اعصاب شما را آرام کند.»

Music can help soothe your nerves.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calmآرام کردن

متداول. وقتی به معنی کاهش اضطراب است جایگزین ‘soothe’ می‌شود اما همیشه برای درد جسمی صادق نیست.

Common. Can replace ‘soothe’ when meaning to reduce anxiety or agitation, but not always for physical pain.

relieveتسکین دادن

متداول. معمولاً قابل تعویض با ‘soothe’ برای درد یا ناراحتی است اما ‘relieve’ ممکن است شدیدتر یا کلی‌تر باشد.

Common. Often interchangeable with ‘soothe’ for pain or discomfort, but ‘relieve’ can be stronger or more general.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000