sooky

sook·y/ˈsuː.ki/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): sookiersuperlative (عالی): sookiest

صفت — زود رنج

زود رنجنق‌نقوحساس

به آسانی ناراحت و تمایل به نق‌زدن یا جَهیدن داشتن.

Easily upset or inclined to whine or sulk.

«او زمانی که اوضاع مطابق میلش نبود، زودرنج می‌شد.»

He was sooky when things didn't go his way.

«این‌قدر زودرنج از دست دادن نباش.»

Don't be so sooky about the loss.

تفاوت با واژه‌های مشابه
whinyنق‌زن

غیررسمی. هنگام توصیف رفتار نق‌زدن قابل تعویض است.

Informal. Interchangeable when describing fussiness or complaining behavior.

sulkyجَهیده

غیررسمی. معنا مشابه با تاکید بر ناراحتی خاموش و خلق و خوی بد.

Informal. Similar meaning emphasizing silent, moody upset.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000