در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با گچ علامت زدن، کشیدن یا نوشتن.
To mark, draw, or write with chalk.
«معلم پاسخ را روی تخته سیاه گچکاری کرد.»
“The teacher chalked the answer on the blackboard.”
«بچهها روی پیادهرو نقاشی گچی کشیدند.»
روزمره. اصطلاح عمومی برای گذاشتن یک نشانه قابل مشاهده. 'Chalked' روش خاصی از علامتگذاری است. شما میتوانید با خودکار چیزی را 'علامت بزنید'، اما با گچ 'گچکاری' میکنید. 'او محل را علامت زد' عمومی است، 'او محل را گچکاری کرد' ابزار را مشخص میکند.
Everyday. General term for putting a visible sign. 'Chalked' is a specific way of marking. You can 'mark' something with a pen, but you 'chalk' it with chalk. 'He marked the spot' is general, 'He chalked the spot' specifies the tool.
چیزی را به یک علت خاص نسبت دادن؛ اغلب با 'up' استفاده میشود.
To attribute something to a particular cause; often used with 'up'.
«ما باخت را به پای بدشانسی گذاشتیم.»
“We chalked the loss up to bad luck.”
«او یک پیروزی دیگر برای تیمش به دست آورد.»
“She chalked up another victory for her team.”
رسمی. یک اصطلاح عمومی برای نسبت دادن اعتبار یا مسئولیت. 'Chalked up' یک اصطلاح محاورهای است که اغلب برای نسبت دادن موفقیت، شکست یا تجربهای به چیزی استفاده میشود. 'او موفقیت خود را به سختکوشی نسبت داد' رسمی است، 'او موفقیت خود را ناشی از سختکوشی میدانست' غیررسمیتر است و بر جنبه ثبت کردن و حساب کردن تأکید دارد.
Formal. A general term for assigning credit or responsibility. 'Chalked up' is an informal idiom, often used for attributing success, failure, or an experience to something. 'He attributed his success to hard work' is formal, 'He chalked his success up to hard work' is more informal and emphasizes the accounting aspect.