adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): chaoticposition (جایگاه): end
قید — به طور هرج و مرجآمیز
به طور هرج و مرجآمیزبه شکل آشفته
به طور کامل نامنظم یا آشفته
In a completely disordered or confused manner
«اسناد به طور هرج و مرجآمیزی روی میز پخش شده بودند.»
“The papers were scattered chaotically on the desk.”
«بعد از تصادف ترافیک به صورت آشفته حرکت میکرد.»
“Traffic moved chaotically after the accident.”
تفاوت با واژههای مشابه
disorderly— نا منظم
رایج است و معنای مشابهی برای نبود نظم دارد.
Common. Similar meaning for lack of order.