در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شکلی خوشایند و دوستداشتنی
in a pleasant and attractive manner
«او با جذابیت به مهمانان لبخند زد.»
“She smiled charmingly at the guests.”
«کلبه به طور دلانگیزی تزئین شده بود.»
“The cottage was charmingly decorated.”
متداول است. معنای مشابه دارد اما رسمیتر و باشکوهتر است.
Common. Similar meaning but more formal and elegant than charmingly.