charmingly

charm·ing·ly/ˈtʃɑːr.mɪŋ.li/
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): charmingposition (جایگاه): end

قید — به طور جذاب

به طور جذابدل‌انگیزانه

به شکلی خوشایند و دوست‌داشتنی

in a pleasant and attractive manner

«او با جذابیت به مهمانان لبخند زد.»

She smiled charmingly at the guests.

«کلبه به طور دل‌انگیزی تزئین شده بود.»

The cottage was charmingly decorated.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gracefullyبا وقار

متداول است. معنای مشابه دارد اما رسمی‌تر و باشکوه‌تر است.

Common. Similar meaning but more formal and elegant than charmingly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000