chased

/tʃeɪst/
verb (فعل)commonpast (گذشته): chasedpast participle (مفعولی): chased-ing (حال): chasing3rd (سوم): chases

فعل — تعقیب کرد

تعقیب کرددنبال کرد

گذشته فعل تعقیب کردن؛ دنبال کسی یا چیزی دویدن یا حرکت کردن.

Past tense of chase; pursued someone or something.

«سگ گربه را دنبال کرد.»

The dog chased the cat.

«او بدون توقف به دنبال رویاهایش رفت.»

He chased his dreams without stopping.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pursuedدنبال کرد

رسمی. معنای مشابه chase دارد و در موارد جدی‌تر جایگزین می‌شود.

Formal. Similar meaning to chase, often used interchangeably in more serious contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000