chases

chas·es/ˈtʃeɪsɪz/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): chasedpast participle (مفعولی): chased-ing (حال): chasing3rd (سوم): chases

فعل — دنبال کردن

دنبال کردنتعقیب کردن

دویدن به دنبال کسی یا چیزی برای گرفتن آن

Runs after someone or something to catch it

«سگ دنبال گربه می‌دود.»

The dog chases the cat.

«او بدون ترس به دنبال رویاهایش می‌رود.»

She chases her dreams without fear.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pursuesتعقیب می‌کند

متداول. اغلب در زمینه‌های رسمی و غیررسمی قابل تعویض است.

Common. Often interchangeable with chase in formal/informal contexts.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — تعقیب

تعقیبدنبال‌کردن

تعقیب یا اقدام به دنبال کسی یا چیزی دویدن

A pursuit or act of running after someone or something

«آن‌ها یک تعقیب طولانی در شهر داشتند.»

They had a long chase through the city.

«پلیس فوراً تعقیب را شروع کرد.»

The police started the chase immediately.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pursuitتعقیب

متداول. مترادف chase به عنوان اسم، گاهی رسمی‌تر.

Common. Synonymous with chase as a noun, sometimes more formal or extended.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000