در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
رانندگی کردن برای کسی بهعنوان راننده اجارهای به منظور جابهجایی او.
To drive someone around in a car as a hired driver.
«او با ماشین لوکس به مراسم رانده شد.»
“She was chauffeured to the event in a luxury car.”
«مدیرعامل روزانه بین جلسات با راننده جابجا میشد.»
متداول. اصطلاح کلی برای راندن وسیله نقلیه، در بیشتر موارد قابل جایگزینی است.
Common. General term for controlling a vehicle, interchangeable in most contexts.