verb (فعل)formalpast (گذشته): chauffeuredpast participle (مفعولی): chauffeured-ing (حال): chauffeuring3rd (سوم): chauffeurs
فعل — رانندگی کردن برای کسی
رانندگی کردن برای کسیرانندگی با راننده
رانندگی کردن برای کسی بهعنوان راننده اجارهای به منظور جابهجایی او.
To drive someone around in a car as a hired driver.
«او با ماشین لوکس به مراسم رانده شد.»
“She was chauffeured to the event in a luxury car.”
«مدیرعامل روزانه بین جلسات با راننده جابجا میشد.»
“The CEO was chauffeured daily between meetings.”
تفاوت با واژههای مشابه
drive— رانندگی کردن
متداول. اصطلاح کلی برای راندن وسیله نقلیه، در بیشتر موارد قابل جایگزینی است.
Common. General term for controlling a vehicle, interchangeable in most contexts.