chattering

chat·ter·ing/ˈtʃætərɪŋ/
adjective (صفت)common

صفت — چتربه‌چتر

چتربه‌چترپچ‌پچ کنان

ایجاد صداهای سریع و پیوسته، معمولاً صحبت یا به هم خوردن دندان‌ها.

Making quick, continuous sounds, often teeth or voices talking rapidly.

«دندان‌های به هم خوردنش نشان می‌داد سردش است.»

The chattering teeth showed she was cold.

«آنها با هیجان صحبت می‌کردند.»

They were chattering excitedly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chattyپرحرف

رایج. مشابه اما chatty معمولاً به صحبت کردن اشاره دارد نه دندان.

Common. Similar but chatty usually refers to talking, not teeth.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000