1verb (فعل)commonpast (گذشته): cheatedpast participle (مفعولی): cheated-ing (حال): cheating3rd (سوم): cheats
فعل — تقلب میکند
تقلب میکندبخورد غیرمنصفانه دارد
شخص سوم مفرد فعل cheat: رفتار نادرست یا غیرمنصفانه داشتن.
Third person singular present of cheat: to act dishonestly or unfairly.
«او اغلب در امتحانات تقلب میکند.»
“He cheats on exams frequently.”
«او با رونویسی از کار دیگران تقلب میکند.»
“She cheats by copying others' work.”
تفاوت با واژههای مشابه
متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): cheats
اسم — فریبکاران
فریبکارانتقلبکنندگان
جمع cheat: افرادی که برای به دست آوردن مزیت حیله میکنند.
Plural of cheat: people who act dishonestly to gain advantage.
«تقلبکنندگان توسط معلم دستگیر شدند.»
“The cheats were caught by the teacher.”
«تقلبکنندگان شادی را برای همه خراب میکنند.»
“Cheats ruin the fun for everyone.”